51Թ

- به طور کامل، سیّد جلال حسینی بدخشانی - در صبح روز ۱۱ آگوست ۲۰۲۶، در سن ۸۵ سالگی، در لندن درگذشت. او برجسته‌ترین پژوهش‌گر ادبیّات فارسی اسماعیلی در دوره‌ی الموت بود و عمدتاً از طریق ویرایش‌ها و ترجمه‌های او بود که نوشته‌های داعی اسماعیلی نصیرالدّین طوسی (متوّفی ۱۲۷۴ میلادی) برای مطالعه‌کنندگان مدرن قابل خواندن شد.

Early life and education

دکتر بدخشانی از خانواده‌ای بود که نسل‌ها به امامت اسماعیلی خدمت کرده‌اند: پدرش، سیّد سلیمان شاه حسینی بدخشانی، معلّم رسمی و دانشمندترین معلّم مذهبی جماعت اسماعیلی در قرن بیستم ایران بود. جلال بدخشانی تحصیلات اوّلیه‌ی خود را در دیزباد و مشهد گذراند و برای آموزش دندان‌پزشکی در دانشگاه مشهد پذیرفته شد. او این مسیر را رها کرد و به جای آن به دانشکده‌ی الهیّات روی آورد و مدرک خود را در رشته‌ی فلسفه‌ی اسلامی در سال ۱۹۷۵ زیر نظر سیّد جلال آشتیانی، یکی از برجسته‌ترین اساتید عرفان اسلامی و مفسّران ملاصدرا در نسل خود، دریافت کرد. او به عنوان معاون مدیر کتابخان‌ی مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد و به طور داوطلبانه، به عنوان منشی کمیته‌ی اسماعیلی آقاخان در مشهد خدمت کرد . آقاخان   در این نقش اخیر بود که سفرهای او در مناطق اسماعیلی‌نشین خراسان، او را با اوّلین نسخه‌های خطی دوره‌ی الموت آشنا کرد که تا آخر عمر او را مشغول خود کرد. به درخواست والاحضرت آقاخان چهارم، او به لندن فراخوانده شد تا کتابخان‌ی مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی (IIS) را که دو سال قبل در سال ۱۹۷۷ تأسیس شده بود، پایه‌گذاری کند. آن کتابخان در طول تقریباً پنج دهه رشد کرده و به کتابخان‌ی آقاخان امروزی تبدیل شده است.

Teaching, doctorate and publications

دکتر بدخشانی به نسل اوّل دانشجویان مؤسّسه تدریس می‌کرد. تدریس او سراسر بر آثار طوسی، ستون عمده‌ی اندیشه‌ی اسماعیلی نزاری، استوار بود. او با اعتقاد به اینکه این متون شایسته‌ی کامل‌ترین بررسی علمی هستند، دکترای خود را در دانشگاه آکسفورد گرفت و در سال ۱۹۸۹ زیر نظر مرحوم ویلفرد مادلونگ به پایان رساند. پایان‌نامه‌ی او در سال ۲۰۰۵ با عنوان «روضه‌ی تسلیم: رساله‌ای قرون وسطایی در باب تفکّر اسماعیلی» ، ویرایش و ترجمه‌ای از کتاب « روضه‌ی تسلیم» طوسی با مقدّمه‌ای از هرمان لندولت و شرحی فلسفی از کریستین ژامبت، منتشر شد. این رساله همچنان منبع اصلی دکترین اسماعیلی نزاری در آن دوره است. با این حال، اوّلین کتاب منتشر شده‌ی او هفت سال قبل منتشر شده بود: «سیر و سلوک: زندگینامه معنوی یک محقق مسلمان » (۱۹۹۸)، ویرایش او از روایت خود طوسی از تحصیلاتش و پذیرش طریقه‌ی اسماعیلی اسلام. جلد سوّم، «تفسیرهای شیعی از اسلام: سه ​​رساله در باب الهیّات و معادشناسی» (۲۰۱۰)، آنچه را که اکنون به عنوان یک پروژه‌ی واحد و پایدار در طول بیش از یک دهه خوانده می‌شود، تکمیل کرد.

دیوان قائمیّات

قابل توجّه‌ترین یافته‌ی او به‌طور اتفاقی به دست آمد. نسخه‌ای خطی از اشعار حسن محمود کاتب (متوّفی پس از ۱۲۴۲)، از یاران طوسی در الموت، که آثارش تقریباً فراموش شده بود، در حین بازسازی در داخل یک ساختمان قدیمی پنهان شده بود. دکتر بدخشانی بعداً فتوکپی‌هایی از بخش‌هایی که هنوز مفقود بودند را پیدا کرد و در سال ۲۰۱۱ متن کامل را با عنوان دیوان قائمیّات منتشر کرد و ویرایش دوم و گسترده‌تر آن را در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد. به ارزیابی او، این دیوان بهترین نمونه‌ی باقی‌مانده از شعر اسماعیلی از زمان ناصر خسرو است. به خاطر این اثر، بنیاد میراث و کتابخان‌ی ملّی ایران در ژانویه ۲۰۱۳ به او گواهی افتخار اعطا کرد. تمام آثار منتشر شده‌ی او دربار‌ی طوسی از آن زمان تاکنون در ایران، به زبان فارسی، توسّط «میراث مکتوب»، مرکز پژوهشی میراث مکتوب تهران، تجدید چاپ شده است. در زمان درگذشت‌اش، او هنوز مشغول کار بر روی ویرایش انتقادی جدید و ترجمه‌ی « هفت باب ابواسحاق» ، رساله‌ی نزاری قرن پانزدهم بود که اوّلین بار توسّط ولادیمیر ایوانف در سال ۱۹۵۹ ویرایش شد - آخرین متن از متون دوره‌ی الموت که او طی چهار دهه تلاش کرد تا آن را به استفاده‌ی علمی بازگرداند. این اثر همچنان در دست انتشار توسّط مؤسّسه‌ی مطالعات اسلامی است. او همچنین ترجمه‌ی سفرنامه‌ی پدرش، شرح سفر به آفریقا، از طریق بمبئی، برای جشن الماس امام سلطان محمّد شاه، آقاخان سوّم، را در سال ۱۹۴۶ از فارسی به انگلیسی به پایان رسانده بود. این اثر قرار است در مجموعه‌ی مطالعات آسیای جنوبی منتشر شود.

دانش‌پژوهی و جماعت

کار تحقیقاتی دکتر بدخشانی هرگز او را از جماعت اسماعیلی جدا نکرد. دانش او از زبان فارسی و درک عمیق‌اش از جماعت اسماعیلی ایران، افغانستان و تاجیکستان به این معنی بود که تدریس و خدمت به جماعت در طول دوران حرفه‌ای‌اش دست در دست هم پیش می‌رفتند: او دهه‌ها در مورد فلسفه‌ی اسماعیلی، هم در مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی و هم در محافل جماعت اسماعیلی، سخنرانی می‌کرد و سال‌های زیادی رهبری جامعه‌ ایرانی هَرو در لندن را بر عهده داشت. پیوندهای خانواده‌ی او با آسیای مرکزی عمیق بود. یکی از اجدادش نسل‌ها پیش از آسیای مرکزی به ایران مهاجرت کرده و از طریق ازدواج در دیزباد، نزدیک نیشابور، ساکن شده بود. پدر دکتر بدخشانی اوّلین نفر از این خاندان بود که در آنجا متولد و بزرگ شد.

از او همسر، سه پسر، دو عروس و سه نوه‌ به یادگار مانده‌اند که همگی در بریتانیا زندگی می‌کنند. تقریباً هر پژوهش‌گری که اکنون روی ادبیّات اسماعیلی نزاری کار می‌کند، مدیون زحمات صبورانه‌ی دکتر بدخشانی در ویرایش انتقادی است - نسخه‌های خطی که او پیدا، رونویسی و برای خوانندگانی آماده کرد که هنوز نمی‌دانستند به آنها نیاز دارند. یاد او سال‌های زیادی در مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی باقی خواهد ماند و ثمرات آن زحمات مدّت‌ها پس از او در خدمت محققان و دانشجویان مطالعات اسماعیلی خواهد بود. فقدانش بسیار احساس خواهد شد.